خبــــرگـزاری کـــودک و نــوجـــوان ایــران

  • امروز : جمعه - ۷ بهمن - ۱۴۰۱
  • برابر با : Friday - 27 January - 2023
4
" در آستانه فرا رسیدن هفته دانش آموز "

گزارش ایچنا از زندگی شهید دانش آموز مهرداد عزیز اللهی / پسر بچه ای که از نحوه فرار بنی صدر خبر داده بود !

  • 06 آبان 1400 - 10:06
گزارش ایچنا از زندگی شهید دانش آموز مهرداد عزیز اللهی / پسر بچه ای که از نحوه فرار بنی صدر خبر داده بود !
شهید «مهرداد عزیزاللهی» در سال 1364، درعملیات کربلای 4 در جزیره «ام الرصاص» در حال غواصی به شهادت رسید و جاودانه شد.

خبرگزاری ایچنا / دانش آموز شهید «مهرداد عزیزاللهی» در مهرماه سال ۱۳۴۶ در در محله علی قلی‌آقا شهر اصفهان در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی خود را در کنار برادر خویش مسعود که او نیز به فیض شهادت نایل شده، سپری کرد. به خاطر سن کم، مسئولان از اعزام وی خودداری می‌کردند. ولی او با تغییر دادن تاریخ تولد در کپی شناسنامه‌اش موفق به ثبت‌نام شد و در سال ۱۳۵۹ با شروع فتنه کردستان و حضور برادرش مسعود در جبهه، او هم راهی کردستان شد. همزمان با حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، در سنگر علم و دانش و تا قبل از شهادت درس خود را تا سال سوم هنرستان در رشته برق الکترونیک ادامه داد.

شهید «مهرداد عزیزاللهی» در سال ۱۳۶۴، درعملیات کربلای ۴ در جزیره «ام الرصاص» در حال غواصی به شهادت رسید و جاودانه شد. خانواده “عزیز اللهی” شش پسر داشته که چهار نفر از آنها در جبهه‌ها حاضر بوده‌اند و مهرداد و مسعود به شهادت رسیده‌ اند و محمد هم اکنون جانباز شیمیایی می‌ باشد. پسر دیگر نیز جزو آزادگان سرافراز بوده است.
در گردان تخریب به شهید مهرداد عزیز‌اللهی مهندس مین می‌گفتند و رادیوهای بیگانه از او به عنوان کوچک‌ترین ژنرال تخریب‌چی یاد می‌کردند. فرماندهان در زمان فتح زیبدات به دست رزمندگان اسلام، به شوخی مهرداد را به عنوان بخشدار زیبدات معرفی کرده بودند.

خانم «عذرا منتظری» مادر نوجوان شهید «مهرداد عزیز اللهی» می‌ گوید:
در راهپیمایی‌ های دوران انقلاب به طور مرتب شرکت می‌کرد. وقتی مجسمه شاه را از میدان انقلاب اصفهان پایین کشیدند، تا چهار راه تختی سر شاه را غلطانده بود!
مهرداد در اوایل انقلاب ۱۰-۱۲ سال سن داشت. یک روز که برای اولین انتخاب رئیس جمهوری می‌خواستیم به پای صندوق رأی برویم، به ما گفت: به چه کسی رأی می‌دهید؟
گفتیم: بنی صــدر!
گفت: اشتباه می‌کنید!
روزی خواهد آمد که بنی صدر آرایش کرده و با چادر از مرز بیرون می‌رود!
خدا شاهد است انگار همین دیروز بود این جمله را گفت.
همیشه با بنی صدر مخالف بود و با آن سن کم، بصیرت زیادی داشت.
یک روز آمدند و گفتند: مهرداد می‌خواهد به جبهه برود!
من گفتم: “سنش کم است کاری از او بر نمی‌آید.”
بعد فهمیدم او آموزش رزم شبانه هم دیده است! گفتم: حالا که آموزش دیده مسئله‌ای نیست و به جبهه رفت.
برخلاف آنچه برخی می ‌پندارند، مهرداد ۶ سال در جبهه‌ها حضور داشته است و غیر از مین روبی، در کار غواصی هم ماهر بوده است.
آن فیلم مصاحبه معروف مهرداد، مال اوایل جنگ است که مهرداد تازه به جبهه رفته بود. امام خمینی هم آن فیلم را دیده بود و خواسته بودند تا مهرداد را ببرند پیش ایشان. امام مهرداد را می‌بینند و بازوی او را بوسه می‌زنند و او هم دست امام را می‌بوسد …
مهرداد به امام می‌گوید چیزی را برای تبرک بدهید.
امام هم یک قندان قند را دعا می‌خوانند و به او می‌دهند.
(خیلی‌ها آمدند و از آن قندها برای مریض شان بردند تا شفا پیدا کند…)
در سال ۱۳۶۴ در عملیات کربلای ۴ در جزیره ام الرصاص در حال غواصی شهید می‌شود و تا ۳ سال از پیکر او خبری به دست نمی‌آید.
بعد از این مدت پیکری را که لباس غواصی به تن داشته و یک دست و پایش قطع بوده بدون هیچ پلاک و مشخصاتی برای خانواده آوردند.
اما او مهرداد نبود من قبول نکردم و می‌گفتم: مهرداد مفقودالاثر است. در جریان خوابی مهرداد به من گفت: من در این قبر نیستم!
محمود عزیزاللهی، پدر مهرداد می‌گوید: بارها موقع اعزام به جبهه خودم او را می‌رساندم!
بار آخری که می‌رفت؛ به او گفتم: دیگر نمی‌خواهد بروی. مسعود شهید شده است، محمد هم در جبهه است تو بمان.
او به من گفت: پدر اگر می‌دانستی عراقی‌ها چه بلایی به سر هم وطن‌های ما می‌آورند، این را نمی‌گفتی. من باید حتماً بروم…
بعد از شهادتش یک بار خوابش را دیدم از او پرسیدم: تو می‌آیی پیش ما و یا اینکه ما می‌آییم پیش تو؟ جواب داد: “من دیگر نمی‌آیم، شما می‌آیید پیش من.”
به خاطر همین من می‌گویم مهرداد شهید شده است.
به گزارش خبرگزاری ایچنا در بخشی از وصیتنامه این شهید آمده است: پدران، مادران، برادران و خواهران! لحظه‌ای به کشتارهای اسرائیل غاصب در لبنان و فلسطین بیندیشید. لحظه‌ای به زنان و کودکان مظلوم که وحشیانه زیر بمباران‌های اسرائیل جان می‌دهند و جنایت‌های آمریکا که به وسیله صدام کافر بر ما تحمیل شده است، تامل کنید. آیا وقت آن نرسیده است که سلاح برگیرید و یا به هر طریق که خود می‌دانید به مبارزه علیه این جنایتکاران برخیزید؟ من به عنوان یک مسلمان در خط ولایت فقیه و به دستور امام عزیز که فرمودند جوانان عزیز به جبهه‌ها بشتابند تا جامه ذلت نپوشیم، وظیفه خود می‌دانم که لحظه‌ای درنگ نکنم و به جبهه شتافتم. شهید مهرداد عزیز‌اللهی در بخش دیگری از وصیتنامه‌اش ادامه داده است: در اینجا لازم می‌دانم چند جمله‌ای هم با برادران و خواهران وصیت کنم که پیرو خط ولایت فقیه باشید و دستورات امام عزیز را مو به مو اجرا کنید و طرفدار روحانیت باشید. کشور بدون روحانیت مثل کشور بدون طبیب است و به عنوان برادر کوچک از شما می‌خواهم که همچنان که شعار می‌دهید به شعارهایتان جامه‌ عمل بپوشانید، چون شعار بدون عمل به هیچ دردی نمی‌خورد و مثل این است که شعار بدهیم «ما همه گوش به فرمان توایم خمینی» ولی دستورات امام را اطاعت نکنیم، پس بکوشید شعارهایتان همراه با عمل باشد.

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

خبرگزاری کودک و نوجوان

آرشیو مطالب