کودکان آینده والدین خود هستند!

به گزارش خبرگزاری ایچنا؛ در خانواده ای که والدین با یکدیگر و با فرزندان یکدل و یکرنگ و صمیمی هستند امکان بروز خلاقیت ها و شکوفا شدن استعدادها، بیشتر به وجود می آید و این خانواده قدم به قدم موفقیت های روز افزون را تجربه خواهد کرد.

شخصیت هر فردی از تعامل بین 4 عنصر تشکیل می شود:

1- سرشت
2- خلق و خو
3- محیط
4- شیوه تربیتی والدین
خلق و خو

والدین باید بدانند که کودکشان با کدامیک از این خلق و خوها متولد شده است و به تناسب خلق و خوی کودکشان با او رفتار کنند. این مجموعه صفات و ویژگی ها که در وقت تولد با کودک به دنیا می آید در یک سال اول کاملاً بر او غلبه دارند ولی از حدود یکسالی به بعد می توان کمی در آنها تغییر داد. البته حدود 3-4 سالگی نقش اصلی خودش را به مقدار زیاد از دست می دهد مگر اینکه آموخته های پدر و مادر آن را تشدید و تقویت کند برخی کودکان آرام هستند و برخی ناآرام، برخی پر از جنب و جوش هستند و برخی نه، برخی ارتباط خودشان را با محیط خارج محدود می کنند و برخی خود را با همه آشنا می دانند باید بدانیم در این زمینه نه خود شما و نه کودکتان مقصر نیست. این خلق و خو زمینه و مایه ای درست می کند که براساس آن می توانیم فرزندمان را تربیت کنیم.

در واقع تلاش و کوشش نوزاد برای هماهنگی با شرایط جدید خارج از رحم است که خلق و خوی او را رقم می زند.

البته بیاد داشته باشید که خلق و خوی کودک نه یک صفحه سفید است که بتوان هر آنچه خواست بر او نوشت و نه یک قالب سنگی سفت و سخت که نتوان تغییری در او ایجاد کرد

بخش های مختلف خلق و خو نیز توسط ژنتیک بر روی نقطه ای تنظیم شده اند ولی می توان با استفاده از شیوه های تربیتی تا حدودی در آنها تغییر ایجاد کرد.

سرشت

سرشت که به صورت ژنتیکی دریافت می شود در تعامل با خلق و خو و محیط و شیوه تربیتی والدین قرار می گیرد و شخصیت فرد را رقم می زند. سرشت خود شامل 4 فاکتور است که می تواند نقطه قوت یا نقطه ضعفی برای شخصیت فرد محسوب گردند:

1. تنوع طلبی – نوخواهی و میزان ماجرا بودن
2. پشتکار و سرسختی
3. میزان وابستگی به پاداش
4. آسیب گریزی و میزان ترس از خطر
* نقطه قوت تنوع طلبی: خلاق و هنرمند و نقطه ضعف آن بیش فعالی است.
* نقطه قوت پشتکاری: موفق، درس خوان و دانشمند و نقطه ضعف آن وسواس است.
* نقطه قوت وابستگی به پاداش: روابط عمومی خوب و نقطه ضعف آن وابستگی است.
* نقطه قوت آسیب پذیری: نظم خاص در زندگی و نقطه ضعف آن اضطراب است.

بدین گونه که تمام این 4 فاکتورها در یکدیگر ضرب شده و حاصل آنها عددی است با میلیاردها صفر رسیدن به این واقعیت این پیغام را به والدین خواهد داد که شخصیت هر انسانی میلیاردها فاکتور اختصاصی دارد و با هیچ پردازشگری قادر نخواهیم بود این میلیاردها فاکتور را با میلیاردها فاکتور اختصاصی انسان دیگری مقایسه کرد.

شیوه های فرزند پروری

دو حیطه در نظام تربیتی والدین وجود دارد یکی حیطه عاطفی و دیگری حیطه کنترلی (اقتدار) براساس این دو حیطه سبک های فرزند پروری به چهار دسته تقسیم بندی می شوند:
1) فرزند پروری مقتدرانه (علمی)
2) فرزند پروری مستبدانه
3) فرزند پروری سهل گیرانه
4) فرزند پروری بی اعتنا

در فرزند پروری مقتدرانه گرما و محبت به همراه کنترل رفتارهای کودک به تعادل رسیده اند و ثبات و پایداری والدین در رفتارشان با کودک احساس امنیت در کودک به وجود می آورد. این سبک باعث تولید کودکی خلاق، با اعتماد به نفس، با عزت نفس و مسئولیت پذیر می گردد و تقریباً با هر سرشتی سازگار است.

در سبک فرزند پروری مستبدانه گرما و محبت والدین کم است و در مقابل کنترل بر رفتار کودک شدت بیشتری دارد. این سبک کودکانی دمدمی مزاج و پرخاشگر که دچار اختلالات رفتاری شدید هستند را تولید می کند و چنین کودکانی از امنیت کافی برخوردار نمی شوند.

* در سبک فرزند پروری سهل گیرانه، گرما و محبت زیاد ولی کنترل و نظارت کم است. اینها کودکانی پرخاشگر و ناپخته و خارج از کنترل و اصطلاحاً لوس تولید می کنند.

* در سبک فرزند پروری بی اعتنا هم سطح گرما و محبت پایین است و هم کنترل و نظارت اینها کودکانی متوقع، سرکش و نافرمان تولید می کنند.

محیط

محیطی که کودک در آن رشد می کند فاکتورهای متعددی از جمله میزان دما، نور، رطوبت، فرهنگ اقتصاد، مذهب، سطح تحصیلات والدین، تعداد فرزندان خانواده، جنسیت و … دارد که هر کدام به نوبه خود قادرند بر شخصیت فرد تأثیر بگذارند.

براساس خصوصیات ذکر شده می توان کودکان را به 4 دسته تقسیم کرد:

  1. کودکان دشوار
  2. پرنیاز
  3. آسان
  4. کودکان معمولی

آگاهی و درک فاکتورهایی که باعث شکل گیری شخصیت در کودک می شود به والدین کمک می کند انتظاراتشان را متناسب با واقعیت کودک تنظیم کنند. در نتیجه قادر خواهند بود انطباق بهتری با او داشته باشند.

والدینی که در این خصوص آموزش های لازم ندیده باشند بین سطح انتظارشان با توانایی های کودک فاصله زیادی ایجاد می شود. این فاصله توسط خشم (خشم ناشی از برآورده نشدن انتظارات) اشغال شده و موجبات صدور مجوز استفاده از تکنیکهایی همچون ترس و تنبیه و تحقیر و نصیحت توسط والدین را فراهم می کند و در نتیجه استفاده از این تکنیکهای تاریخ گذشته قرون وسطایی آسیب های جبران ناپذیری به شخصیت کودک وارد خواهد شد.

والدین با آموزش مهارتهای فرزند پروری اطلاعاتی کسب می کنند که آنها را قادر می سازد در تربیت کودک خود مهارتهایی بدست آورند. این مهارتها وقت چندانی از والدین نمی گیرد و می تواند انرژی و زمانی را که والدین صرف تردید و ندانم کاری های خود در زمینه تربیت کودک تلف می کنند را به شکل چشم گیری کاهش دهد.

و همچنین باعث می شود کودکی با روان سالم همراه با اعتماد به نفس، عزت نفس، مسئولیت پذیر و خلاق از خود به یادگار بگذارند.
اگر چه همه پدر و مادر هستیم ولی این مهارتها می تواند از ما پدر و مادری بهتر بسازد.

* مادر مضطرب، مادر عصبانی، مادر انفجاری، مادر افسرده، مادری که تنبیه می کند نا امنی را در فرزندش پرورش می دهد. این کودکان بیماران روانی امروز و فردا خواهند بود.

* پدری که بی حوصله است، پدری که تنبیه گر است، پدری که از تهدید استفاده می کند، پدری که با مادر هماهنگ نیست، ترس و اضطراب دائمی و احساس حقارت را در فرزندش رشد می دهد این کودکان بیماران روانی امروز و فردا هستند.

نوازش جزء نیاز کودکان است نه تشویق همانند غذا خوردن

علت بسیاری از لجبازی های کودکان فقر نوازشی است، کودکان به طور طبیعی به نوازش مثبت نیاز دارند. اگر عطش نوزاد و کودک به توجه و نوازش مثبت برآورده نشود به سوی رفتارهای مخرب روی می آورد رفتارهای مخرب انجام می دهد که حداقل نوازش منفی دریافت کند و حداقل احساس کند که دیده شده است و کسی به او توجه کرده است که البته اگر به همین رویه ادامه پیدا کند و الگوری نوازشی این کودک منفی شود بعداً در مدرسه ممکن است کارها و رفتارهایی انجام دهد که مورد بازخواست مسئولین مدرسه قرار گیرد، یا در بزرگسالی از شغلش اخراج شود چرا که این فرد در کودکی برای دیده شدن و برای اینکه حضورش در خانه درک شود مجبور بوده است رفتارهای مخرب انجام دهد به همین دلیل در بزرگسالی رفتارهایی انجام خواهد داد که طرد شود یا کنار گذاشته شود چون الگوی نوازشی این فرد به صورت منفی شکل گرفته است و همیشه برای جستجوی نوازش سراغ نوازش های منفی خواهد رفت.

نویسنده: دکتر مجتبی حبیبی عسگرآبادی -اعضای هیات علمی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان (انستیتو روانپزشکی تهران)-

همچنین ببینید

تنبیه وضعیت روانی کودکان را به خطر می‌اندازد

به گزارش خبرگزاری ایچنا؛ ما اغلب هنگام بحران، ظرفیت واقع بینی خود را از دست …