والدین عامل اصلی مشکلات عاطفی در کودکان

به گزارش خبرگزاری ایچنا؛ تخمین زده اند که تا 18 درصد از کل افراد بزرگسال، در دوره ای از زندگیشان از افسردگی رنج می برند. همیشه و در هر مقطع از زمان، تا هفت درصد از زنان دچار افسردگی بالینی هستند. در ضمن والدین افسرده وقتی خودشان احساس بد بختی و بیچارگی می کنند، نمی توانند رفتار مثبت و باثباتی نسبت به کودکانشان داشته باشند. احتمال داشتن فرزندانی با مشکلات رفتاری و عاطفی، به ویژه اختلالات سلوک، در خانواده هایی که در آن ها یکی از والدین از افسردگی رنج می برد، بسیار زیاد است.علاوه بر آن. علت این مساله هر چه که باشد، والدین باید برای مبارزه با افسردگی خود از متخصصان کمک بگیرند، تا از این طریق خطر ابتلای کودکانشان به اختلالات رفتاری و عاطفی را کاهش دهند. بسیاری از افسردگی ها به روش های درمانی جدید پاسخ مثبت می دهند و هنگامی که افسردگی پدر یا مادر تا حدودی برطرف می شود، مشکلات کودکان را نیز می توان به نحو موثری حل کرد.

مدرسه و همسالان

کودکانی که دارای مشکلات رفتاری هستند معمولا در میان همسالان خود وجهه خوبی ندارند. هم سن و سالان آنان اغلب کودکان پرخاشگر و منفی را طرد می کنند، زیرا نمی خواهند با بچه هایی که قلدر و زورگو هستند و به آن ها آسیب می رسانند بازی کنند. این کودکان اغلب مهارت های اجتماعی ضعیفی دارند و به سختی می توانند دوست جدیدی پیدا کنند. هنگامی که این کودکان طرد می شوند، احتمال این که به سایر بچه های خرابکار و بدقلق بپیوندند و با آنان همدست شوند، بیشتر می شود.

تردیدی نیست که پیشرفت تحصیلی کودک تاثیر مهمی بر رفتار و خودانگاره او می گذارد. کودکانی که پیشرفت کمی در مدرسه دارند، درس خواندن را کاری دشوار می دانند و اختلالات یادگیری دارند یا به ندرت پاداش یا بازخورد مثبتی دریافت می کنند و بیشتر در معرض خطر اخراج از مدرسه هستند. این مساله به نوبه خود این احتمال را بیشتر می کند که آنان تحت تاثیر گروهی از همسالان خود قرار گیرند که از بچه های سرخورده دیگری تشکیل شده است.

خطاهای شایع فرزندپروری

موارد زیر خطاهای شایع فرزندپروری هستند که توسط والدین انجام میشود:
1. بی توجهی به رفتارهای مطلوب.

2. تله نردبانی:یعنی گاهی کودک خواسته نابجایی دارد که والدین ابتدا با آن مخالفت می کنند اما وقتی کودک برای رسیدن به این خواسته از رفتارهای نامطلوب دیگری مانند اصرار، گریه، قشقرق و… استفاده می کند پدر و مادر کوتاه می آیند و با خواسته کودک موافقت می کنند.

3. انتظارات غیر واقع بینانه

4. الگوی نامناسب بودن

5. پیام های هیجانی: بسیاری از اوقات والدین در مورد کودک کلمات یا جملاتی به کار می برند که تمامیت وجودی او را زیر سوال میبرد و می تواند انواع احساس های منفی را در او بیدار کند. آنان به جای آنکه در مورد رفتار کودک قضاوت کنند درباره خصوصیت های شخصیتی یا اخلاقی او نظر می دهند. در این شرایط کودک به دلیل احساس خجالت، شرمندگی یا گناهی که پیدا می کند ممکن است دستوری را که به او داده اند انجام بدهد اما در دراز مدت از این احساس های ناخوشایند آزار می بیند و احتمال همکاری و فرمانبرداری اش کم می شود. برای مثال وقتی پدر کودک را بی عرضه، تنبل، احمق، ترسو و… خطاب می کند یا مثلا مادر بگوید: اینجوری که تو حرف زدی دیگر برای خودت آبرو نگذاشتی.

6. بی ثباتی در واکنش والدین: در زمان عصبانیت، فرزندتان را تنبیه یا موعظه نکنید چون او تصور میکند شما دارید عصبانیت خود را خالی می کنید؛ نه آنکه از یک حقیقت با ارزش سخن می گویید و در مقابل عصبانیت شما بیشتر به دنبال فرار کردن از تنبیه است تا تنبیه یافتن. وقتی از فرزندتان عصبانی هستید، در همان حال حرفهایتان را روی کاغذ بنویسید. داد زدنتان را با بزرگ نوشتن کلمات نشان دهید. با مداد سیاه خشمتان را خط خطی کنید. زمانی که آرام شدید به کاغذ نگاه کنید. آیا حاضرید چنین تاثیری بر روان فرزندانتان بگذارید؟ آیا رفتارهای کودکانه آنها ارزش چنین عصبانیتی را دارد؟ حواستان باشد که سخت گیرى در سه سال اول زندگى کودک، بکن و نکن ودستور دادن، احساس خجالت دادن و دعوا کردن کودک تنها باعث میشود چیزهاى خوبى که میتواند در کودک رشد کند ویران شود.

7. تنبیه کردن: در ادامه به تفضیل مفصل ان میپردازیم

 

یادداشت دکتر مجتبی حبیبی عسگرآبادی هیات علمی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان (انستیتو روانپزشکی تهران)

همچنین ببینید

تنبیه وضعیت روانی کودکان را به خطر می‌اندازد

به گزارش خبرگزاری ایچنا؛ ما اغلب هنگام بحران، ظرفیت واقع بینی خود را از دست …