«بازیوو»، «تورنادو» و «هشتگ دوچرخه باز» غیرجذاب، سرشار از سطحی نگری و شعارهای گل درشت!

خبرگزاری ایچنا: امسال در سی و دومین جشنواره فیلم های کودک و نوجوان شاهد فیلم هایی بودیم که از آن ها به عنوان امیدهای سینمای کودک نام برده می شد اما متأسفانه جز سطحی نگری، کلیشه پردازی، شعارهای گل درشت و… هیچ دستاوردی نداشتند تا بتوانند کودکان و نوجوانان را به سمت خود جذب کنند و این در حالی بود که برای اغلب این فیلم ها بودجه های هنگفتی صرف شده بود! «بازیوو» به کارگردانی امیرحسین قهرایی، «تورنادو» به کارگردانی سیدجواد هاشمی و «هشتگ دوچرخه باز» به کارگردانی مصطفی نظری زاده از جمله این آثار هستند.

سیدرضا منتظری: ژانر سینمای کودک به دلیل اهمیتی که این قشر از جامعه در آینده و سرنوشت هر کشوری دارند در تمامی کشورهای صاحب صنعت سینما قدر و قیمت فراوانی دارد و دولت ها و حکومت ها توجه ویژه ای به آن می کنند؛ بسیاری از کشورها با استفاده از نظرات کارشناسان و صاحب نظران در زمینه مسائل مختلف اجتماعی، رواشناسی و… به خوبی به این مهم واقفند که می توان با تولید آثار سینمای کودک اهداف و نظرات حکومت ها در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… را برای نسل های بعدی در تولید آثار سینمای کودک و نوجوان متبادر کرد و به آن ها دست یافت اما متأسفانه در سینمای کشور ما علیرغم شعارهای مکرر مدیران و مسئولان سینمای کودک، همیشه به این گونه مهم در سطحی ترین و نازل ترین حالت ممکن نگاه می شود به گونه ای که سال ها است ما شاهد تولید و اکران فیلم های شاخص در سینمای کودک و نوجوان نبوده ایم.

«بازیوو» به عنوان یکی از آثار حاضر در سی و دومین جشنواره فیلم کودک علیرغم همه تلاش های قابل تأملی که در خصوص جلوه های ویژه بصری اش صورت گرفته بود تا کمی شمایل فیلم های هالیوودی را پیدا کند به دلیل ضعف های بسیار در ساختار و فیلمنامه نتوانست نظر مثبت کودکان و نوجوانان را به خود جلب کند. فضاسازی، داستان پردازی، بازی بازیگران و خلاصه کلیت فیلم به شدت دچار خلل و لکنت بود!

داستان این فیلم به طور خلاصه حول محور این اتفاق است که شخصی از دنیای بازی‌ ها با شکل و شمایلی متمایز به دنیای واقعی آمده و دسته‌ بازی را به پسر بچه داستان با نام «ژوبین» می دهد و او را تنها کاربر آن دسته می داند و به او یاد می‌دهد تا با ضد قهرمان داستان یعنی غول مرحله آخر مبارزه کند و اسیرشدگان را نجات دهد!

این فیلم برخلاف بسیاری از فیلم های کودک سال های اخیر قهرمان و ضد قهرمان را در کنار هم داشت اما قهرمان و ضد قهرمان این اثر سینمایی برای مخاطب باورپذیر نبودند و نمی توانستند احساس همذات پنداری مخاطب را برانگیخته کنند که شاید یکی از دلایل عمده این اتفاق پیچیدگی غیرمعمول، بی دلیل و عجیب روایی فیلم باشد. به نوعی می توان گفت قهرمان و ضد قهرمان در این فیلم باسمه ای بودند و مخاطبانی که شاهد قهرمانان و ضدقهرمانان واقعی تر و باورپذیرتر در بسیاری از فیلم ها به ویژه فیلم های کودک خارجی بودند هرگز نمی توانند با این قهرمانان و ضدقهرمانان ساختگی ارتباط برقرار کنند.

از سوی دیگر در «بازیوو» سعی شده بود از موسیقی برای جذب کودکان بهره بگیرد اما نه اشعار جذابی در آن وجود داشت که بتواند در حافظه مخاطبان هدفش ماندگار شود و نه بازی بازیگرانش چنگی به دل می زد. بازیگران کودک فیلم هیچ یک توانایی اجرای نقش شان را نداشتند و بازی بازیگران بزرگسال هم اغلب تکراری و کلیشه ای بود به عنوان نمونه برزو ارجمند رسماً در این فیلم تکرار گویش متفاوتش در سریال «قهوه تلخ» را داشت!؛ اینکه چنین اتفاقی تا چه میزان برای کودکان و نوجوانان جذابیت دارد سوألی است که باید سازندگان این اثر پاسخگوی آن باشند.

اما بدترین اتفاق جایی است که این فیلم سرشار از شعارهای گل درشت و آموزش مستقیم به کودکان و نوجوانان بود! در بخشی از این فیلم به طرزی عقب مانده و عجیب دیالوگی با این مضمون خطاب به کودکی که مثلاً قهرمان فیلم است وجود دارد: «تو می توانی! هدف تو خانواده ات هستند، برای شان بجنگ!»

در «بازیوو» رسماً ما با ۲ شقه روبرو هستیم؛ نیمه ابتدایی فیلم بسیار کند و کشدار و حوصله سربر و پر از توضیحات اضافی است و نیمه دوم ریتم فیلم کمی تندتر از نیمه اول می شود اما با این همه هیچ هیجانی به مخاطب هنگام بازی گیم القا نمی شود گویا هیچ تفاوتی میان دنیای واقعی و دنیای مجازی بازی وجود ندارد و این اتفاق نیز یکی دیگر از نقاط ضعف این فیلم است.

علاوه بر این ها این اثر سینمایی سرشار از بدآموزی برای کودکان و نوجوانان است؛ مهمترین مشکل شاید تبلیغ سبک زندگی غربی و لاکچری است، اتفاقی که با انتقادات گسترده از سوی برخی مخاطبان فهیم کودک و نوجوان این فیلم هم به سازندگان گوشزد شد. استفاده از فضای لاکچری و پر زرق‌وبرق فیلم مهمترین انتقاد وارد بر فضای فیلم است که باعث آزردگی خانواده‌ها می‌شود. گویا سازندگان این اثر لاکچری نمی دانند که کودک علاقه به داشتن وسایل بازی مختلف دارد و از کسب تجربه لذت می‌برد امّا متوجه محدودیت های زندگی در جهان واقعی نمی‌شود و نشان دادن فضاهای به اصطلاح لاکچری متعدد می‌تواند باعث احساس کمبود در مخاطبین این فیلم شود.

همچنین در این فیلم رسماً به کودکان آموزش داده می شود که با پول داشتن می توان همه چیز را خرید و به دست آورد؛ گویا سبک زندگی اشرافی و غربی دست اندرکاران تولید این فیلم باعث گنجاندن چنین مفاهیم نادرستی در این اثر شده است. «بازیوو» فیلمی است که رسماً می تواند ناامیدی شدیدی را به کودکانی که احیاناً مخاطبش هستند و زندگی مرفهی ندارند القا کند.

از سوی دیگر «بازیوو» فیلمی برای تشویق و ترغیب کودکان و نوجوانان به سمت بازی های گیم و کامپیوتری است؛ اتفاقی تعجب برانگیز رسماً با آنچه کارشناسان آموزشی و روانشناسان کودک مدنظر دارند در تضاد شدید است.

«تورنادو» نیز یکی دیگر از فیلم های حاضر در سی و دومین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان بود که علیرغم انتظارات نتوانست نظر مثبت کودکان و داوران را جلب کند.

این فیلم داستان پروفسوری را روایت می کند که موفق به ساخت یک رستوران شده است. رستورانی که در نهایت به یک سفینه تبدیل می شود. سپس با ورود ۴ نوجوان به قصه و با شیطنت آنان، این سفینه مقداری زودتر از موعد به پرواز درمی آید؛ سفینه در نهایت به فضا رفته و در یک سرزمین ناشناخته فرود می آید و در آنجا این نوجوانان با مصائبی روبرو می شوند.

فضاسازی به شدت ضعیف و تصنعی، جلوه های بصری دم دستی، داستان سطحی و بازی های بد بازیگران از جمله نکاتی است که در «تورنادو» مخاطب مشاهده می کند. این فیلم نه تنها در قیاس با آثار مشابه سینمای جهان بلکه حتی در قیاس با آثار متوسط و زیرمتوسط سینمای کودک در ایران هم هیچ حرفی برای گفتن ندارد.

مهمترین نکته ای که به شدت در این فیلم ذوق مخاطب را کور می کرد استفاده از ترانه های آداپته شده خوانندگان کوچه بازاری لس آنجلس نشین بود؛ اتفاقی که هم به مذاق کودکان و نوجوانان امروزی خوش نمی آید و هم هیچ ارتباطی به سینمای کودک و نوجوان ندارد و مشخص نیست به چه دلیل سیدجواد هاشمی اصرار بر استفاده از این ترانه های غربی در فیلم هایش دارد؟ سوأل اینجا است که چرا نباید در فیلمی کودکانه و محصول ایران، موسیقی فرهنگ ها و رقص های آیینی را شاهد باشیم و چرا دست اندرکاران فیلم های کودک در پی کپی کاری های نازل هستند و دست به خلق و تولید ترانه های جدید و جذاب برای کودکان نمی زنند؟

علاوه بر این ها همانند فیلم «بازیوو» در این اثر هم با پیام های اخلاقی به شدت گل درشت روبرو هستیم که تنها باعث پس زدن مخاطب کودک و نوجوان می شود. از سوی دیگر علیرغم تمامی تلاش های فیلمساز عنصر مهم وحشت که یکی از مهمترین وجوه فیلمسازی برای کودکان است تا بتوانند به هیجان برسند در این فیلم الکن باقی می ماند؛ کلام آخر اینکه در «تورنادو» نه از عنصر فانتزی و تخیل خوب بهره گیری شده و نه از عنصر وحشت و تمامی این اتفاقات باعث شده تا ما با یک اثر دم دستی دیگر در سینمای کودک و نوجوان روبرو باشیم.

«هشتگ دوچرخه باز» اما فیلمی است که حضورش در جشنواره فیلم کودک و نوجوان جای تأمل دارد؛ فیلمی که اگر جشنواره ای با عنوان جشنواره فیلم «سالمندان» وجود داشت حضورش در آن رویداد می توانست قابل تأمل تر باشد.

داستان این فیلم در رابطه با پیرمردی به نام حاجی بابا است که دوچرخه اش گم می شود و آنقدر به این دوچرخه وابسته است که زندگی اطرافیانش را سیاه می کند و نوه هایش برای یافتن دوچرخه در فضای مجازی شروع به هشتگ زدن می کنند!

این اثر هیچ گونه قرابت و سنخیتی با سینما ندارد و بیشتر شبیه به تله فیلم های کهنه و نخ نمای قدیمی است؛ فیلمی که به هیچ عنوان نمی تواند مخاطب را با خود همراه کند و عاری از هرگونه جذابیت برای کودکان و نوجوانان و خانواده های شان است.

در نهایت می توان بر این امر صحه گذاشت که فقر فیلمنامه، عدم آموزش صحیح و اصولی به سینماگران دغدغه مند حوزه کودک و نوجوان، عدم تعامل بین داستان نویسان و نمایشنامه نویسان و فیلمنامه نویسان و مغفول ماندن از اقتباس ادبی، عدم شناخت نسبت به نیازها و ذائقه مخاطبان کودک و نوجوان امروزی، ضعف شدید در خلاقیت و همچنین فضاسازی توسط جلوه های ویژه کامپیوتری و امثالهم از بزرگترین مشکلات امروز سینمای کودک و نوجوان هستند./

 

منبع: سینماپرس

همچنین ببینید

سرنوشت جشنواره فیلم کودک چه خواهد شد؟

به گزارش خبرگزاری ایچنا؛ رویدادهای هنری یکی از بخش‌هایی بودند که تأثیرات بسیار زیادی از …